عبد الواحد الآمدى التميمي ( مترجم : محلاتى )

123

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

خواهى شد . « 1 » 758 / 3 - من مأمنه يؤتى الحذر . 6 / 12 شخص حذر كننده از همان مكان امن خود ، به او آسيب رسد . « 2 » 759 / 4 - من آمن خائفا من مخوفة ، آمنه اللَّه سبحانه من عقابه . 5 / 388 كسى كه ايمن گرداند ترسناكى را از آنچه مىترسد ، خداى سبحان او را از عقاب خود در امان دارد . 760 / 5 - رفاهيّة العيش فى الأمن . 4 / 100 خوشى و فراخى زندگى در امنيّت است . 761 / 6 - ربّما أتيت من مأمنك . 4 / 83 چه بسا كه از همان مكان امن به سراغت آيند ( و آسيبت رسانند ) . 762 / 7 - ربّ أمن انقلب خوفا . 4 / 59 چه بسا امنيّتى كه به ترس باز گردد . 763 / 8 - ربّ آمن وجل . 4 / 55 چه بسيار شخصى كه در امان است ولى ترسان و بيمناك است . 764 / 9 - الأمن اغترار . 1 / 50 ايمنى موجب فريب خوردن است . باب الإيمان 765 / 1 - الإيمان شهاب لا يخبوا . 1 / 235 ايمان آتشى است افروخته ( و چراغى است فروزنده ) كه خاموش نشود . 766 / 2 - النّجاة مع الإيمان . 1 / 224 نجات و رستگارى قرين و همراه ايمان است . 767 / 3 - الإيمان أعلى غاية . 1 / 213 ايمان برترين هدفهاست . 768 / 4 - الإيمان شفيع منجح . 1 / 148

--> ( 1 ) - شارح ( ره ) گويد : يعنى به امنيّت زمان مغرور نبايد شد و فريب آن نتوان خورد ، بسيار مىشود كه آدمى از مأمن خود گرفته مىشود ، و ممكن است كه مراد اين باشد كه به امنيّتى كه در دنيا داشته باشى مغرور مشو و به سبب آن غافل از مخاوف مگرد زيرا تو به ناگاه گرفته خواهى شد . ( 2 ) « حذر » بر وزن كتف ، به كسى گويند كه بسيار خود را بپايد و مراقب خود باشد كه كسى يا چيزى به او زيانى نرساند و به همين جهت در صدد بر آيد تا هر چه بهتر جاى امنى را براى خود تهيه كند . امام ( ع ) در اين سخن گهربار فرمايد : چنين شخصى از همان جاى آمن كه تهيه كرده آسيب بيند ، چون كار ، دست ديگرى است و بايد به او پناه برد ، و آن خداى بزرگ است كه نگهبان بندگان است .